انجام دادن کارهای روزانه نیاز به داشتن انگیزش شغلی دارد. اگر شما انگیزش شغلی کافی را نداشته باشید انجام دادن کوچکترین کارها میتواند به اندازه جابهجایی یک کوه از شما انرژی بگیرد. تفاوتی ندارد شما کارمند باشید یا مدیر شما برای انجام کارهایتان نیاز به انگیزهای دارید که بتواند آتش درونی اشتیاق شما را برای انجام دادن کارهای چالش برانگیز و تکراری روزانه حفظ کند.
برخی افراد تصور میکنند که اگر صرفا شغلشان را دوست داشته باشند به معنای داشتن انگیزه شغلی است، اما باید بدانید که این برای داشتن انگیزش شغلی کافی نیست و موارد دیگری نیز در داشتن انگیزه برای انجام دادن کارها موثر هستند. در ادامه به بررسی عواملی که باعث افزایش انگیزه مدیران، کارکنان و کارآفرینان برای به انجام رساندن کارها میشود میپردازیم.

انگیزش شغلی چیست؟
انگیزش شغلی به معنای مجموعهای از انرژیها است که از درون هر فرد سرچشمه میگیرد و به عنوان یک محرک برای انجام فعالیتهایی که مربوط به شغل است عمل میکند.
میزان تلاش هر فرد در شغل خود، اشتیاق برای پیشرفت و مدت زمان تابآوری در شرایط سخت و مشکلات کاری با میزان انگیزه افراد برای انجام دادن کارها ارتباط مستقیم دارد.
چرا داشتن انگیزش شغلی اهمیت دارد؟
اهمیت داشتن انگیزش شغلی در مشارکت کامل در کارها و تلاش برای دستیابی به نتایج بهتر خواهد بود. زمانی که افراد انگیزش شغلی بالایی داشته باشند با خوشحالی سرکار حاضر میشوند و در برابر سختیها و چالشهای کاری مقاومت بیشتری از خود نشان میدهند. همچنین افراد دارای انگیزش شغلی روند پیشرفتشان در شغلشان برایشان اهمیت دارد و میتوانند با انگیزه بیشتری فعالیت و کار کنند.
کارمندان و افرادی که دارای انگیزش شغلی هستند، براساس مطالعات انجام گرفته 20 درصد بهتر از کسانی که انگیزش شغلی ندارند کار و عمل میکنند.
انگیزش شغلی در واقع از مهمترین موارد برای کارکنان و سازمانها است، زیرا به آنها کمک میکند تا سریعتر و موثرتر به اهدافی که برای سازمان تعیین شده است برسند.
برخورداری از انگیزش شغلی علاوهبر کمک به پیشرفت سازمان، به خود افراد در جهت دستیابی سریعتر به اهداف خود کمک خواهد کرد. براساس مطالعات شرکت کارکنان Reward Gateway تقریبا از هر 10 کارمند 7 نفر از آنها از کارفرمایان خود میخواهند کار بیشتری را برای افزایش انگیزه در آنها بهشان محول کنند.
براساس این تحقیق 5812 کارمند را در سراسر بریتانیا، ایالات متحده و استرالیا مورد مطالعه قرار دادند و 54% از آنها گفتند که با حقوقشان فقط میتوانند قبوض خود را پرداخت کنند! که این نشان دهنده کاهش انگیزش شغلی در کارمندان ایالات متحده است.
از عوامل کاهش انگیزش شغلی میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
- کاهش خلقوخو
- کاهش بهرهوری
- کاهش سلامت روان
- کاهش کیفیت کار
- تمایل به رژیم غذایی مضر

انواع انگیزه شغلی شامل چه مواردی است؟
انگیزش شغلی به 2 بخش درونی و بیرونی تقسیمبندی میشوند که میتوانند در نتیجه فعالیتها و کارکرد افراد در سازمان و زندگی شخصی افراد تاثیرگذار باشد.
انگیزه درونی
انگیزه درونی احساساتی است که فرد میتواند از انجام دادن خود شغل دریافت کند و نمیتواند عوامل بیرونی بر روی آن تاثیرگذار باشد. انگیزه درونی همچنین با انجام دادن کارهایی که مشکلاتی را حل میکنند و به واسطه آن رئیستان شما را تحسین میکند میتواند افزایش یابد و احساسات مثبتی را در شما شکل دهد و اشتیاقتان را برای انجام دادن کارها افزایش دهد.
در واقع بسیاری از ما فکر میکنیم برای انجام دادن یک کار باید اشتیاقی سوزان و انگیزه بالایی برای انجام دادن آن داشته باشیم، اما باید بدانید که انجام دادن کارها و پیشرفت کردن در آنها نیز میتواند باعث افزایش انگیزه درونی شما شود.
انگیزه بیرونی
انگیزه بیرونی در واقع شامل مواردی میشود که به عوامل و افراد بیرونی وابسته است مانند پول یا تهدیداتی که وجود دارند.

چه عواملی در افزایش انگیزش شغلی موثر است؟
افزایش انگیزش شغلی تحت تاثیر عوامل متفاوتی است که میتواند در افراد باعث افزایش علاقه برای کار کردن شود. عوامل زیر از مواردی است که میتواند باعث افزایش انگیزش شغلی شود.
ارتقا شغلی و افزایش مسئولیت برای کارکنان
ارتقا شغلی موجب افزایش حقوق کارکنان میشود که علاوهبر ایجاد انگیزه بیرونی موجب افزایش انگیزه درونی کارمندان میشود.
فردریک هرزبرگ: مسئولیت بیشتر دادن به کارکنان موجب افزایش احساس مفید بودن و افزایش انگیزه آنان میشود. کارمندان با افزایش مسئولیت نقش خود را در سازمان پررنگتر میبینند.
بسیاری از افراد با غلبه کردن بر چالشهای سخت و حل کردن آنها احساس غرور و موفقیت میکنند. با ارتقا یافتن افراد و افزایش حقوق علاوهبر افزایش انگیزه درونی و بیرونی این شانس برایشان وجود دارد که مستقلتر، با نظارت کمتر و با اختیارات بیشتری کار کنند. برخورداری از خودمختاری موجب احساس استقلال در افراد میشود و انگیزه کاری آنها را بالاتر میبرد.

انجام دادن کار معنا دار و هدف دار
به طور معمول انجام دادن کاری که معنا و هدفی برای افراد در آن مطرح شده باشد میتواند انگیزه شغلی کارکنان را بالاتر ببرد. کارمندان شما دوست دارند بدانند که کاری که انجام میدهند باعث موفقیت سازمان میشود و وظایف آنها منجر به رشد سازمان و رسیدن سازمان به اهدافی که از قبل تعیین کرده است میشود.
اگر دستاوردهایی که افراد از انجام دادن شغلشان کسب میکنند در راستای اهداف فردی و پیشرفت آنها در زندگی شخصیشان نیز باشد میزان تداوم انگیزش شغلی آنها بیشتر خواهد شد.
داشتن کاری که دارای معنا است از مهمترین عوامل پنهانی در ایجاد انگیزه است که نقش پررنگ آن را زمانی که در تنگناها و سختیها قرار میگیرید بیشتر درک خواهید کرد.

وجود خلاقیت در کار کردن
کارکنان شرکت گوگل 20 درصد از زمان خود را بر روی پروژههای نوآورانه و ایدههای خود صرف میکنند که این موضوع میتواند باعث افزایش انگیزه کارکنان و ایجاد پروژههای نوآورانه میشود.
امروزه در سازمانها داشتن یک گروه خلاق که توانایی ایدهپردازی داشته باشد مهمتر از آن است که یک ایده داشته باشید؛ زیرا این افراد میتوانند ایدهها را شناسایی کنند و آنها را اجرایی نیز کنند.
رهبری و مدیریت قوی
وجود داشتن ارتباطات قوی رهبر و مدیر با کارکنان میتواند از مهمترین عواملی باشد که باعث تقویت انگیزه کارکنان شود. براساس نظرسنجی گالوپ 46% از کارمندان در بیشتر جلسات متوجه نمیشوند که چه چیزی به آنها گفته میشود.
این موضوع برای رهبران و مدیران یک زنگ خطر است که باید روش ارتباطات خود را با کارکنان اصلاح کنند. مدیران و رهبرانی که ارتباطات خوبی با کارمندان دارند باعث افزایش انگیزش شغلی در آنها میشوند.
از مهمترین مواردی که مدیران باید درنظر بگیرند این است که چگونه وظایف و خواستههای خود را به کارمندان منتقل میکنند. ساختن ارتباط قوی با کارکنان نیاز به داشتن مهارتهایی است که با کمک مطالعه، آموزش و تجربه بدست میآید.
کارمندان باید از طرف مدیر خود به وضوح مورد تحسین قرار بگیرند تا بتوانند احساس انگیزه بیشتری داشته باشند. همچنین یک رهبر باید بتواند برای اعضای گروه خود ارزش قائل باشد.
اصلاح کردن اشتباهات و یا اقدامات نادرست میتواند به همان اندازه مهم باشد. نادیده گرفتن عملکرد ضعیف کارکنان همچنین باعث بیانگیزه شدن کارمندانی میشود که تمام تلاش خود را برای ارائه کردن بیشترین پتانسیل و عملکردشان برای سازمان ارائه میدهند.

نظریه هرزبرگ درباره انگیزش شغلی چیست؟
در نظریه هرزبرگ 2 عامل برای رضایت شغلی کارکنان درنظر گرفته شده است که این 2 عامل شامل عوامل بهداشتی و عوامل انگیزشی میشود. در این نظریه عوامل بهداشتی مربوط به عوامل بیرونی محیط کار مانند حقوق و شرایط کاری بود و عوامل انگیزشی شامل قدردانی و موفقیت در انجام دادن کارها بود.
هرزبرگ به این نتیجه رسید که وجود داشتن شرایط مطلوب شغلی موجب نمیشود تا کارکنان بهتر کار کنند، اما عدم وجود این شرایط موجب نارضایتی کارکنان خواهد شد.
عاملی که براساس تحقیقات هرزبرگ موجب رضایت کارکنان و بهتر کارکردن آنها میشد عوامل انگیزشی مانند موفقیت و قدردانی بود.

نتیجه گیری
انگیزش شغلی از عوامل بسیار مهم برای کارمندان و کارکنان و همچنین مدیران و رهبران است که میتواند موجب بهبود بهرهوری و عملکرد آنها شود. برای بهبود انگیزش شغلی عوامل مختلفی وجود دارد که مدیران و رهبران میتوانند با رعایت آنها به بهبود فعالیت کارکنان بپردازند. در این مقاله از لنز موفقیت به معرفی عوامل موثر بر انگیزش شغلی پرداختیم.
سوالات متداول
رضایت شغلی احساس مثبت نسبت به کار است، در حالی که انگیزش شغلی نیروی محرکهای است که فرد را به انجام بهتر کار و تلاش بیشتر وامیدارد. ممکن است فرد از کارش راضی باشد اما انگیزه پیشرفت نداشته باشد.
عوامل درونی شامل نیاز به رشد، احساس معنا در کار، علاقه شخصی، مسئولیتپذیری، حس موفقیت و خودمختاری هستند. این عوامل از درون فرد سرچشمه میگیرند.
حقوق و مزایا، شرایط محیط کار، سبک مدیریت، امنیت شغلی، روابط همکاران، فرصتهای ارتقا و نظام پاداش از جمله عوامل بیرونی مؤثر بر انگیزش هستند.
با رفتار عادلانه، قدردانی از عملکرد، فراهم کردن فرصت رشد، گوش دادن به نظرات کارکنان و ایجاد حس تعلق در محیط کار، مدیران میتوانند انگیزش کارکنان را تقویت کنند.
حقوق مناسب انگیزش را بهصورت کوتاهمدت افزایش میدهد، اما در بلندمدت عواملی مانند رشد، معنا و قدردانی نقش بیشتری دارند. پرداخت منصفانه پایهی انگیزش پایدار است.
بله، کارکنانی که امکان یادگیری و پیشرفت دارند احساس ارزشمندی بیشتری میکنند و انگیزه بالاتری برای تلاش و نوآوری نشان میدهند.



